دادرسAI

همه‌چیز برای شما آماده می‌شود

قولنامه و مبایعه‌نامه: پیش از امضا چه چیزهایی را چک کنیم؟

خرید خانه یا زمین با مبایعه‌نامه: مالکیت فروشنده، وجه التزام، خیارها و شرط فسخ را چطور چک کنیم، و قانون الزام به ثبت رسمی معاملات از کی سند عادی را بی‌اعتبار می‌کند.

نوشتهٔ تیم تولید محتوای دادرس۱۳ دقیقه مطالعه

قولنامه و مبایعه‌نامه: پیش از امضا چه چیزهایی را چک کنیم؟
فهرست مطالب
  1. قولنامه و مبایعه‌نامه چه فرقی دارند؟
  2. قانون الزام به ثبت رسمی: سند عادی تا کی اعتبار دارد؟
  3. پیش از امضا: هشت چیز که باید چک کنید
  4. بعد از امضا: اگر طرف مقابل عمل نکرد
  5. خانه‌تان قولنامه‌ای است؟ این مهلت را از دست ندهید
  6. پرسش‌های پرتکرار

بیشتر خریدهای خانه و زمین در ایران با یک برگه شروع می‌شود: قولنامه یا مبایعه‌نامه‌ای که در بنگاه نوشته و امضا می‌شود. همین یک امضا معمولاً یعنی معامله تمام شده؛ پشیمانی بعدی، تأخیر در پرداخت یا نوشتن یک بند مبهم می‌تواند سال‌ها پرونده درست کند. این راهنما می‌گوید پیش از امضا چه چیزهایی را باید چک کنید، کدام بندها را دقیق بنویسید، و قانون الزام به ثبت رسمی معاملات، که از ۱۴۰۳ اجرا می‌شود، چه چیزی را عوض کرده است.

قولنامه و مبایعه‌نامه چه فرقی دارند؟

طبق مادهٔ ۳۳۸ قانون مدنی، بیع یعنی «تملیک عین به عوض معلوم». مادهٔ ۳۳۹ می‌گوید وقتی خریدار و فروشنده بر سر ملک و قیمت توافق کنند، بیع با ایجاب و قبول واقع می‌شود؛ یعنی برای فروش، نوشتن سند رسمی شرط وقوع معامله نیست. و طبق مادهٔ ۳۶۲، به محض وقوع بیع، خریدار مالک ملک و فروشنده مالک پول می‌شود؛ فروشنده باید ملک را تحویل دهد و خریدار باید پول را بپردازد.

مبایعه‌نامه همین بیع است: «فروختم» و «خریدم». قولنامه در اصل یعنی قول دادن به فروش در آینده؛ یعنی هنوز فروشی نشده، فقط دو طرف تعهد کرده‌اند بعداً بفروشند و بخرند. در عمل مهم این است که در متن چه نوشته شده، نه عنوانی که بالای برگه آمده. برگه‌ای که عنوانش «قولنامه» است ولی در آن نوشته «فروشنده ملک را فروخت و ثمن را دریافت کرد» معمولاً بیع حساب می‌شود.

قانون الزام به ثبت رسمی: سند عادی تا کی اعتبار دارد؟

قانون الزام به ثبت رسمی معاملات اموال غیرمنقول را مجلس در ۱۴۰۱ تصویب کرد و مجمع تشخیص مصلحت در ۱۴۰۳ نهایی کرد. مهم‌ترین حکمش در مادهٔ ۱ است: یک سال پس از راه‌اندازی رسمی «سامانهٔ ساماندهی اسناد غیررسمی»، هر معامله‌ای که مالکیت ملک را منتقل کند، و حتی تعهد به چنین معامله‌ای، باید در سامانهٔ ثبت الکترونیک اسناد ثبت شود. وگرنه دعوایش در دادگاه شنیده نمی‌شود؛ نه دعوای الزام به تنظیم سند، نه تنفیذ معامله، نه خلع ید، نه حتی شکایت انتقال مال غیر. تنها راهی که باز می‌ماند دعوای استرداد عوضین است؛ یعنی هر کس پولی یا ملکی داده، فقط همان را پس بگیرد. و در دادگاه و اداره‌ها فقط کسی مالک شناخته می‌شود که ملک در دفتر املاک به نامش ثبت شده یا از مالک رسمی به ارث برده است.

این زمان‌بندی از کی شروع می‌شود؟ رئیس قوه قضاییه راه‌اندازی رسمی سامانه را برای ملک‌هایی که سند حدنگار (تک‌برگ) آن‌ها بین ۱۳۹۶/۱/۱ تا ۱۴۰۵/۲/۳۱ صادر شده، ۱ خرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد. تبصرهٔ ۴ مادهٔ ۱ هم می‌گوید برای ملکی که بعد از لازم‌الاجرا شدن قانون سند حدنگار گرفته، حکم این ماده از تاریخ صدور همان سند اجرا می‌شود، حتی اگر سامانه راه نیفتاده باشد. مادهٔ ۲۸ آیین‌نامهٔ مادهٔ ۳ روشن کرده که منظور همهٔ سندهای حدنگاری است که بعد از اجرای قانون صادر شده‌اند؛ چه بار اول، چه در نتیجهٔ خرید، ارث یا هر انتقال دیگر. کنار هم که بگذاریم:

سند ملکحکم مادهٔ ۱ از کی اجرا می‌شود
حدنگار صادرشده از تیر ۱۴۰۳ به بعد، بار اول یا پس از خرید و ارثاز روز صدور همان سند؛ یعنی همین حالا
حدنگار صادرشده بین ۱۳۹۶ و تیر ۱۴۰۳یک سال پس از ۱ خرداد ۱۴۰۵؛ یعنی از خرداد ۱۴۰۶
بقیهٔ املاک، از جمله سند دفترچه‌ای و حدنگار پیش از ۱۳۹۶یک سال پس از تاریخی که بعداً در روزنامهٔ رسمی اعلام می‌شود

پس تاریخ صدور سند تک‌برگ فروشنده را نگاه کنید. اگر خود او ملک را از تیر ۱۴۰۳ به بعد خریده یا به ارث برده و سند تازه به نامش صادر شده، قولنامهٔ بنگاهیِ ثبت‌نشده از همین امروز پشتوانهٔ کافی ندارد؛ و برای بقیهٔ ملک‌ها هم این روز دور نیست.

پیش از امضا: هشت چیز که باید چک کنید

۱. فروشنده واقعاً مالک است؟

مادهٔ ۲۲ قانون ثبت می‌گوید وقتی ملکی در دفتر املاک ثبت شد، دولت فقط کسی را مالک می‌شناسد که ملک به نامش ثبت شده، به او منتقل و ثبت شده، یا از مالک رسمی به ارث برده است. پس اصل سند مالکیت را ببینید، نام مالک را با کارت ملی فروشنده تطبیق دهید و وضعیت ثبتی ملک را از دفترخانه استعلام کنید. اگر فروشنده با وکالت‌نامه می‌فروشد، اصل وکالت‌نامه را ببینید و بپرسید هنوز معتبر است؛ طبق مادهٔ ۲۴۷ قانون مدنی، معامله با مال دیگری جز با ولایت، وصایت یا وکالت نافذ نیست، مگر اینکه مالک بعداً اجازه دهد.

۲. ملک در رهن یا بازداشت نیست؟

ملکی که در رهن بانک است یا به دستور دادگاه یا اجرای ثبت بازداشت شده، به این راحتی منتقل نمی‌شود. همین را در استعلام ثبتی دفترخانه بپرسید و در متن قرارداد بنویسید که فروشنده ملک را «بدون هیچ رهن، بازداشت یا حق دیگری» فروخته است و اگر خلافش ثابت شود چه خسارتی می‌دهد.

۳. مشخصات ملک دقیق نوشته شده؟

مادهٔ ۱۹۰ قانون مدنی «موضوع معین» را از شرط‌های اساسی صحت معامله شمرده است. پلاک ثبتی اصلی و فرعی، بخش ثبتی، متراژ، طبقه، شمارهٔ پارکینگ و انباری، و اینکه کدام وسایل همراه ملک فروخته می‌شوند، همه را بنویسید. «یک واحد آپارتمان در فلان خیابان» برای روز اختلاف کافی نیست.

۴. مبلغ و زمان پرداخت روشن است؟

کل ثمن، مبلغ پیش‌پرداخت، هر قسط و تاریخش، و اینکه هر قسط با چک چه کسی و از چه بانکی پرداخت می‌شود، باید در قرارداد بیاید. مادهٔ ۲ قانون الزام هم برای ثبت رسمی قولنامه همین را خواسته است: «مبلغ دقیق ثمن» و قسط‌ها و زمان پرداخت. کم‌نوشتن قیمت را هم کنار بگذارید: طبق همین ماده، حق‌الثبت، حق‌التحریر و هزینهٔ دادرسی این قراردادها بر پایهٔ ارزش معاملاتی ملک حساب می‌شود، نه قیمتی که می‌نویسید؛ پس کم‌نوشتن چیزی را ارزان نمی‌کند، ولی روزی که کار به دعوا یا پس گرفتن پول بکشد، ثابت کردن اینکه بیشتر از رقم قرارداد پرداخته‌اید سخت است.

۵. موعد تحویل و سند، و وجه التزام

روز تحویل ملک و روز حضور در دفترخانه برای انتقال سند را با تاریخ بنویسید، و برای تأخیر هر طرف مبلغی روزانه تعیین کنید. طبق مادهٔ ۲۳۰ قانون مدنی، اگر در قرارداد شرط شده باشد که متخلف مبلغی به‌عنوان خسارت بدهد، دادگاه نمی‌تواند بیشتر یا کمتر از همان مبلغ حکم کند. پس عددی بنویسید که واقعاً بازدارنده باشد؛ مبلغ ناچیز یعنی تأخیر برای طرف مقابل ارزان است.

۶. بند «اسقاط کافهٔ خیارات» را بفهمید

مادهٔ ۳۹۶ قانون مدنی ده خیار برای فسخ بیع شمرده است؛ از جمله خیار غبن برای وقتی که قیمت به‌طور فاحش با ارزش واقعی فاصله دارد، و خیار عیب برای عیبی که بعد از معامله پیدا شود. ولی مادهٔ ۴۴۸ اجازه داده سقوط همه یا بعضی از خیارات در قرارداد شرط شود. فرم‌های چاپی بنگاه‌ها تقریباً همیشه جمله‌ای مثل «کافهٔ خیارات حتی خیار غبن فاحش از طرفین ساقط شد» دارند. یعنی بعد از امضا، اگر بفهمید گران خریده‌اید یا ملک عیب پنهان دارد، معمولاً راه فسخ بسته است. اگر خیاری برایتان مهم است، آن را صریحاً از این جمله بیرون بیاورید.

۷. اگر قسط پرداخت نشد، چه می‌شود؟

مادهٔ ۴۰۲ قانون مدنی خیار تأخیر ثمن را فقط برای وقتی داده که هیچ مهلتی برای پرداخت تعیین نشده باشد. در قرارداد قسطی مهلت هست، پس این خیار معمولاً به کار نمی‌آید. فروشنده باید صریحاً بنویسد که اگر یک قسط در موعد پرداخت نشد یا چکش برگشت خورد، حق فسخ دارد. خریدار هم می‌تواند بخواهد که پیش از فسخ، مهلتی کوتاه با اخطار کتبی داده شود.

اگر معامله در سامانه ثبت شده و فسخ هم به رأی دادگاه نیاز دارد، تبصرهٔ ۱ مادهٔ ۱ قانون الزام دو مهلت سخت گذاشته است: ۱۵ روز پس از فسخ برای فرستادن اظهارنامهٔ رسمی، و ۱۵ روز بعد از آن برای طرح دعوای تنفیذ فسخ.

۸. بنگاه، شاهد و کمیسیون

دو شاهد بالغ و شناخته‌شده که نامشان در قرارداد بیاید، روز اختلاف کار شما را آسان می‌کند. نام، پروانه و نشانی بنگاه را هم در قرارداد بنویسید. مادهٔ ۱۱ قانون الزام تنظیم سند عادی قرارداد را در معاملات موضوع مادهٔ ۱ برای بنگاه‌ها ممنوع کرده و برایش جریمه و تعلیق پروانه گذاشته است؛ بنگاهی که امروز اصرار دارد «فقط قولنامهٔ خودمان را بنویسیم و بعداً سند می‌زنیم»، دلیل خوبی برای پرسیدن بیشتر به شما داده است.

راه درست، پیش‌نویس در سامانه است و برای خریدار یک امتیاز مهم دارد: طبق مادهٔ ۴ آیین‌نامهٔ مادهٔ ۳، هم‌زمان با درج پیش‌نویس، امکان انجام معامله استعلام می‌شود و پاسخ «آری» یا «خیر» می‌گیرد؛ و طبق مادهٔ ۹ همان آیین‌نامه، تا پیش‌نویسی برای یک ملک در سامانه هست، پیش‌نویس مغایر دیگری برای همان ملک پذیرفته نمی‌شود. یعنی فروختن هم‌زمان یک ملک به دو نفر از این راه بسته است.

بعد از امضا: اگر طرف مقابل عمل نکرد

طبق مادهٔ ۲۱۹ قانون مدنی، قراردادی که درست بسته شده برای دو طرف لازم‌الاتباع است، مگر اینکه با رضایت هر دو اقاله شود یا به یک دلیل قانونی فسخ شود. پس «پشیمان شدم» به‌تنهایی راه برگشت نیست. چند وضعیت رایج:

  • فروشنده سند را منتقل نمی‌کند: خریدار دعوای الزام به تنظیم سند رسمی طرح می‌کند و وجه التزام تأخیر را هم می‌خواهد. از وقتی مادهٔ ۱ قانون الزام دربارهٔ آن ملک اجرا شود، این دعوا فقط برای معاملهٔ ثبت‌شده شنیده می‌شود.
  • خریدار پول را نمی‌دهد: اگر شرط فسخ نوشته شده، فروشنده می‌تواند فسخ کند؛ وگرنه مطالبهٔ ثمن می‌کند. اگر بدهی پولی است و بدهکار با وجود توانایی نپرداخته، طبق مادهٔ ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی خسارت تأخیر به نسبت تغییر شاخص قیمت بانک مرکزی هم قابل مطالبه است.
  • دو طرف می‌خواهند معامله را به هم بزنند: طبق مادهٔ ۲۸۳ قانون مدنی، می‌توانند با توافق اقاله کنند. اقاله را هم کتبی بنویسید و بازگشت پول و تحویل ملک را در آن روشن کنید.
  • فروشنده ملک را دوباره به کس دیگری فروخته: مادهٔ ۱۱۷ قانون ثبت معاملهٔ رسمی معارض با حقی را که پیش‌تر داده شده جرم دانسته است، و قانون مجازات انتقال مال غیر فروش مال دیگری را با علم به آن کلاهبرداری حساب می‌کند. ولی از وقتی مادهٔ ۱ قانون الزام دربارهٔ آن ملک اجرا شود، شکایت انتقال مال غیر بر پایهٔ معاملهٔ ثبت‌نشده هم شنیده نمی‌شود و برای خریدارِ قولنامه‌ای عملاً همان استرداد پول می‌ماند. این پرونده‌ها کیفری‌اند و زمان در آن‌ها مهم است؛ با وکیل مشورت کنید.

خانه‌تان قولنامه‌ای است؟ این مهلت را از دست ندهید

اگر ملکی را سال‌ها پیش با قولنامه یا مبایعه‌نامهٔ عادی خریده‌اید و سند رسمی به نامتان نیست، مادهٔ ۱۰ قانون الزام برای شما نوشته شده است. دارندهٔ چنین سندی باید:

  1. ظرف دو سال از راه‌اندازی رسمی سامانه، ادعا و مدارکش را در «سامانهٔ ساماندهی اسناد غیررسمی» ثبت کند؛
  2. ظرف دو سال از ثبت ادعا، برای گرفتن سند رسمی اقدام کند؛ یعنی سند بزند، یا دعوای الزام به تنظیم سند رسمی یا دعوای مرتبط را طرح کند.

برای ملک‌هایی که سند حدنگارشان بین ۱۳۹۶ تا اردیبهشت ۱۴۰۵ صادر شده، این دو سال از ۱ خرداد ۱۴۰۵ شروع شده است. ثبت ادعا با احراز هویت از راه سامانهٔ ثنا انجام می‌شود و پلاک ثبتی و نقشهٔ دارای مختصات جغرافیایی (یو‌تی‌ام) ملک را می‌خواهد. اگر پلاک را ندانید، طبق تبصرهٔ ۱ مادهٔ ۱۰ سازمان ثبت باید از روی نقشه پیدایش کند.

اگر این مهلت‌ها بگذرد، ادعای شما در برابر زمین‌های دولتی و عمومی و در برابر خریدار با حسن نیتی که سند رسمی گرفته دیگر شنیده نمی‌شود. فقط می‌توانید قیمت روز ملک را بخواهید؛ از کسی که با علم به حق شما معاملهٔ معارض کرده، کسی که آگاهانه ادعای جعلی یا خلاف واقع در سامانه ثبت کرده، یا کسی که ملک را از او گرفته‌اید. و هشدار برای طرف مقابل: کسی که با علم به نداشتن حق، سند عادی در این سامانه بگذارد، به جزای نقدی بیست درصد قیمت روز ملک محکوم می‌شود.

پرسش‌های پرتکرار

قولنامه‌ای که امروز در بنگاه امضا می‌کنم اعتبار دارد؟

بین دو طرف هنوز قرارداد است، ولی آینده‌اش به ملک بستگی دارد. طبق مادهٔ ۱ قانون الزام، یک سال پس از راه‌اندازی رسمی سامانه برای آن ملک، و برای ملکی که از تیر ۱۴۰۳ به بعد سند حدنگار گرفته (حتی پس از خرید یا ارث) از همان روز صدور سند، دعوای معاملهٔ ثبت‌نشده جز استرداد پول و ملک شنیده نمی‌شود. امن‌ترین راه، ثبت قرارداد در دفترخانه است.

ملکی را سال‌ها پیش با قولنامه خریده‌ام و سند ندارم؛ چه کنم؟

ادعا و مدارکتان را در سامانهٔ ساماندهی اسناد غیررسمی ثبت کنید و ظرف دو سال بعد از آن برای گرفتن سند رسمی اقدام کنید. طبق مادهٔ ۱۰ قانون الزام، بعد از این مهلت‌ها ادعا در برابر خریدار با حسن نیت دارای سند رسمی پذیرفته نمی‌شود.

فروشنده بعد از امضا پشیمان شده؛ می‌تواند معامله را به هم بزند؟

نه به‌تنهایی. طبق مادهٔ ۲۱۹ قانون مدنی قرارداد برای هر دو طرف لازم است، مگر اینکه با رضایت هر دو اقاله شود یا یکی از خیارها، مثل شرط فسخی که در قرارداد آمده، وجود داشته باشد. اگر همهٔ خیارها ساقط شده، فروشنده باید به قرارداد عمل کند و وجه التزام تأخیر را هم بدهد.

وجه التزام را چقدر بنویسیم؟

عدد را خودتان تعیین می‌کنید، ولی دقیق فکر کنید: طبق مادهٔ ۲۳۰ قانون مدنی دادگاه نمی‌تواند بیشتر یا کمتر از مبلغی که در قرارداد آمده حکم کند. مبلغ روزانه‌ای که با اجارهٔ همان ملک یا هزینهٔ واقعی تأخیر قابل مقایسه باشد معمولاً منطقی‌تر از عدد نمادین است.

حتماً باید به دفترخانه بروم یا بنگاه کافی است؟

طبق مادهٔ ۳ قانون الزام، بنگاه باید پیش‌نویس قرارداد را در سامانهٔ ثبت الکترونیک اسناد بگذارد و برای تنظیم سند رسمی به دفترخانه بفرستد، و مراجعهٔ مستقیم شما به دفترخانه هم آزاد است. آنچه در نهایت از شما حمایت می‌کند ثبت رسمی است، نه برگه‌ای که فقط در بنگاه مانده.

این مطلب اطلاعات عمومی حقوقی است و جای مشاوره برای پروندهٔ مشخص شما را نمی‌گیرد. پیش از هر اقدام، متن رسمی قانون را بخوانید و در صورت نیاز با وکیل مشورت کنید. آخرین بازبینی: .

اشتراک‌گذاریتلگرامواتس‌اپایکس