تاجر: کسی است که شغل معمولی خود را معاملات تجارتی قرار بدهد.
تادیه: در لغت، به معنای پرداخت کردن، ادا کردن و رسانیدن به کار رفته است و در اصطلاح به پرداخت حق غیری که بر ذمه متعهد است؛ گفته میشود.
قرض: عقدی است که به موجب آن احد طرفین مقدار معینی از مال خود را به طرف دیگر تملیک میکند که طرف مزبور مثل آن را از حیث مقدار و جنس و وصف رد نماید و در صورت تعذر رد مثل، قیمت یومالرد را بدهد.
توقف: مفهوم توقف در یک بررسی لغوی وضعیت از حرکت بازایستادن را تداعی میکند. در مفهوم حقوقی، ایستایی وضعیت یک تاجر بعد از یک دوره پویایی تجاری را میتوان توقف وی در نظر گرفت.
دفتر محکمه: محل تنظیم مدارک و تهیهٔ مقدمات دادرسی است که مدیر دفتر و به قدر کافی اعضا، تحت ریاست رئیس دادگاه یا رئیس شعبهٔ دادگاه انجام وظیفه میکند.
محکمه بدایت: دادگاهی که در مرحله نخستین به بررسی پرونده میپردازد محکمه بدایت یا دادگاه بدوی نام دارد. به عبارت دیگر دادگاه بدوی دادگاهی است که برای بار اول وارد مرحله رسیدگی میشود.
صورت حساب: به سندی که در آن، پرداختهای شخص به صورت مشروح ذکر گردیده؛ تا بر اساس آن اطلاعات، دیون خود را تأدیه نماید؛ صورتحساب گویند.
دارایی: روابط حقوقی شخص را که قابل تقویم به پول باشد دارایی او گوییم.
دفاتر تجارتی: دفاتری هستند که هر تاجری اصولاً موظف به داشتن آنهاست و حسب مورد باید معاملات خود را الزاماً یا اختیاراً در آن دفاتر درج کند. به موجب ماده ۶ قانون تجارت هر تاجری به جز کسبهی جزء موظف به داشتن دفاتر تجاری ذیل هستند: ۱. دفتر روزنامه ۲. دفتر کل ۳. دفتر دارایی ۴. دفتر کپیه.