راهنمای برنامه تعلیم و تربیت اسلامی دوره ابتدایی
فهرست -مقدمه ۳ -ضرورت و اهمیت (فلسفه وجودی تعلیم و تربیت دینی) ۴ -رویکرد برنامه ۶ -اصول حاکم بر برنامه درسی ۱۰ -اهداف کلی درس تعلیم و تربیت دینی دوره ابتدایی ۱۵ -اهداف پایههای تحصیلی ۱۶ -نسبت اهداف مصوب شورای عالی با درس تعلیم و تربیت دینی دوره ابتدایی اهداف فرعی - کارکرد ثانویه ۳۶ -مفاهیم اساسی ۳۷ -جدول وسعت و توالی مفاهیم جزئی بر اساس مفاهیم اساسی هر پایه ۳۸ -روشها و منابع یاد دهی - یادگیری ۴۸ -ارزشیابی (مبانی، روشها و ابزارها) ۵۳ -صلاحیتهای حرفه ای معلمان ۵۶ بسم الله الرحمن الرحیم مقدمه کودکی، آغازحرکت وتلاش برای زیستن است؛ مرحله ای که باید آن را به خودی خود، به رسمیت شناخت؛ زیرا کودک، انسانی است مستقل با احساسات و خصوصیات خوب انسانی. با این همه، کودکی، مقدمه نوجوانی، جوانی و بزرگسالی است و اساس زندگی بزرگسالی، به کیفیت این دوره بستگی دارد. این کیفیت نیز به چگونگی تعلیم و تربیت در این دوران وابستگی کامل دارد. در این دوره است که شخصیت، منش و رفتار کودک (به ویژه رفتارهای اجتماعی) و رشد جسمانی، عقلانی و فرهنگی وی بر اثر ارتباط او با سایرین شکل میگیرد. بی دلیل نیست که پیشوایان دینی بیش و پیش از هرچیز، به دوره کودکی توجه داشته و راهنماییهای لازم را در این باره ارائه کردهاند. امروزه، درس دینی جزء جدایی ناپذیر برنامه درسی مدارس ما به شمار میرود. اهمیت این ماده درسی حتی پیش از انقلاب اسلامی نیز به خوبی احساس میشده و کسانی بودهاند که با تلاشهای آنان، نهاد آموزش و پرورش رسمی آن زمان کشور، به گنجانیدن ماده درسی با عنوان «دینی»، مجاب میشده است. در این میان، یاد و خاطره بزرگانی چون استاد شهید مطهری، مرحوم شهید دکتر بهشتی و مرحوم شهید دکتر باهنر همواره برای دست اندرکاران نظام آموزشی کشور و دانش آموزان و معلمان، زنده و جاوید است. شایان ذکر است که آموزش دین به معنای جامع آن، در درس دینی خلاصه نمیشود و باید مبانی دینی محور اصلی و غالب نظام آموزشی و برنامه درسی نیز باشد. در سالهای اخیر، توجه به نیازهای نو در عرصه آموزش دین، رویکردهای جدید در امر آموزش، توجه بیش از پیش به جنبههای نگرشی آموزههای دینی، لزوم بهره گیری از روشهای نوین در تعلیم و تربیت دینی و به کارگیری تربیت دینی به منظور شکل گیری رفتارهای دینی و تقویت احساس دینی از طریق شناخت دین و تفکر در آن و...- که همه برخاسته و برگرفته از نظرها و پیشنهادهای آموزگاران مجرب، صاحب نظران و کارشناسان امر تعلیم و تربیت است - متخصصان تعلیم و تربیت دینی را برآن داشته است تا با برنامهریزی دقیق و مطالعه جامع الاطراف در این خصوص، دست به کار تهیه برنامه ای نوین برای تعلیم و تربیت دینی شوند. ۱
- ضرورت و اهمیت (فلسفه وجودی تعلیم و تربیت دینی) «ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم و یبشر المومنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجراً کبیراً»۱ مهم ترین رسالت نظام اسلامی برنامهریزی برای پرورش انسانهایی مومن، اندیشه ورز،خلاق، متعهد و عامل به تعالیم اسلامی است. انجام این رسالت هم بالندگی، دوام و استکمال نظام اسلامی را در پی دارد و هم فرصتی فراهم میکند تا آحاد جامعه وظایفی را که خداوند برای آنها معین فرموده انجام دهند و به سوی فلاح و رستگاری گام بردارند. روشن است که این مسئولیت مهم زمانی موثر واقع میشود که نظام اسلامی به رسالتهای دیگر خود نیز به طور نسبی عمل نماید و عوامل آسیب زای اجتماعی و تربیتی را به حداقل برساند. زیرا اهداف و مسئولیتها هرچه عمیق تر و عظیم تر شوند، علاوه بر برنامهریزی گسترده، نیازمند دایره ای وسیع و شبکه ای پیچیده از عوامل و اسباب خواهندبود. جمهوری اسلامی ایران بر مبنای این اعتقاد که دین اسلام طرحی برای «حیات طیبه» در دنیا و فلاح و رستگاری در آخرت است، ساختار ویژه ای را برای اداره جامعه در پیش گرفته است و تربیت دینی را به عنوان مبنایی ترین مسئولیت میپذیرد و همه برنامههای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی را در همین جهت سامان میدهد. این هدف متعالی ریشه در مسئولیتی دارد که پیامبر اسلام، صلی الله علیه و آله، برای آن مبعوث شده و به جامعه توحیدی و نظام دینی هویت میبخشد. «لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین۲» تعهد نظام اسلامی نسبت به تعلیم و تربیت آحاد جامعه به معنی تعیین نوع خاصی از تصدی گری و کیفیت انجام این مسئولیت نیست؛ بلکه نوع تصدی گری متناسب با شرایط زمانی و مکانی تنظیم میگردد؛ همان طور که تعهد نظام اسلامی نسبت به تامین معیشت مردم به معنای نوع خاصی از تصدی گری نیست. به طور مثال، محیط مدرسه، بعد از خانواده، مهم ترین محیط تربیتی است و نظام اسلامی مسئولیت دارد سهم خود را در ساختن این محیط انجام دهد و دولتی و یا خصوصی بودن مدرسه، موجب سلب مسئولیت نمیگردد، بلکه صرفاً نوع مسئولیت و میزان تصدی گری را متفاوت میکند. در نظام اسلامی، نهادهایی که نسبتی با تعلیم و تربیت دارند، به میزان دایره عمل و تاثیر خود مسئولیت بیشتری بر عهده دارند. بعد از خانواده، نهادهای تعلیمی و تربیتی مانند حوزههای علمیه، آموزش و پرورش، صدا و سیما و کلیه بخشهای فرهنگی، مسئول و موظف در این امر میباشند. در این میان آموزش و پرورش وظیفه ای ویژه دارد و باید مبنای مجموعه برنامههای درسی و فعالیتهای تربیتی و فرهنگی قرار گیرد. علاوه بر این که رویکرد عام آموزشی در آموزش و پرورش باید رویکرد تربیت دینی باشد، درس تعلیم و تربیت دینی وظیفه دارد که آموزههای دینی را به دانش آموزان آموزش دهد و آنان را به بصیرت کافی در این باره برساند. ۲ ۲
- رویکرد برنامه بر مبنای انسان شناسی اسلامی، انسان با ویژگیهای منحصر به فردی آفریده شده که او را از سایر مخلوقات متمایز میکند. قرآن کریم با تعابیری چون «و لقد کرمنا بنی آدم...۳»، «ثم انشاناه خلقاً اخر۴» و «نفخت فیه من روحی۵» از این تمایز ذاتی یاد میکند. این خلقت خاص که با تعبیر «فطرت» نیز از آن یاد میشود۶، در استعدادها، گرایشها، تواناییها و مقاصد خاص تجلی مییابد. انسانها با گرایش به سوی خیر، زیبایی و کمال که سرچشمه همه آنها خداست، به دنیا میآیند و با برخورداری از قدرت اندیشه و انتخاب میتوانند مظهر و تجلی گاه خیر و زیبایی و کمال شوند و بر مقام جانشینی خدا تکیه زنند۷. دین که راه سعادت و کمال انسان است، بر این فطرت بنا شده و در نسبت با آن نازل گردیده است. «فاقم وجهک للدین حنیفا فطره الله التی فطرالناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم و لکن اکثر الناس لایعلمون۸»((پس روی خویش را به سوی دین یکتا پرستی فرادار، در حالی که از همه کیشها روی برتافته و حق گرا باشی، به همان فطرتی که خدا مردم را برآن آفریده است. آفرینش خدا را دگرگونی نیست، این است دین راست و استوار ولی بیشتر مردم نمیدانند.)) بنا بر معارف دینی، هر انسانی با فطرتی پاک به دنیا میآید۹ و تنها طریقی که میتواند انسان را به فلاح و رستگاری برساند و استعدادهای واقعی اش را شکوفا سازد، طریق سازگار با فطرت و منطبق بر آن است. همچنین مطابق با معارف دینی، مهم ترین ویژگی فطری انسان، گرایش به توحید، عبودیت خدای یگانه و معرفت الله۱۰ است. فطرت انسان فطرت توحیدی است بدین معنا که هم خود را وابسته به خالقی مییابد که منبع و سرچشمه همه خیرها و کمالات است و هم گرایشی به او- که گرایش به سوی همان خوبیها و زیباییهاست- در ضمیر خویش احساس میکند. دین اسلام که دین فطری است آمده تا این فطرت توحیدی را در همه ابعاد شکوفا کند و شخصیتی توحیدی از انسان بسازد. به علاوه رسیدن به بینش توحیدی در باب جهان و انسان زیربنا و محور برنامه هدایتی اسلام است که همه اجزا و مولفههای این برنامه را شکل و جهت میدهد: «صبغه الله و من احسن من الله صبغه۱۱».استاد مطهری مینویسد:((در حدیث است «الدین الحنیف و الفطره و صبغه الله و التعریف، فی المیثاق۱۲»؛ دین حنیف یا دین فطری و یا صبغه الله است که خدا در میثاق- یعنی در پیمانی که با روح بشر بسته است- بشر را با آن آشنا کرده است۱۳.)) محور قرار گرفتن فطرت در باب تعلیم و تربیت، محل افتراق بنیادین تعلیم و تربیت اسلامی از سایر مکاتب تعلیم و تربیتی، بخصوص تعلیم و تربیت «سکولار» است. تعلیم و تربیت در رهیافت و تقرب فطرت گرای خود،تعلیم و تربیتی خنثی و بدون جهت نیست؛ بلکه دارای یک جهت گیری بنیادی، یعنی شکوفایی فطرت توحیدی است. از آنجا که خردورزی و اختیار از ویژگیهای فطری انسان و وجه تمایز او با حیوانهاست، هدایت وی در بستری اختیاری صورت میپذیرد و به تمام شرایط و لوازم هدایت اختیاری ملتزم است: «انا هدیناه السبیل اما شاکراً و اما کفوراً۱۴» و از آنجا که این هدایت، اختیاری است، تعقل مهم ترین ساز و کار در تعلیم و تربیت اسلامی است. بنابراین تعلیم و تربیت دینی زمینه ساز و تسهیل کننده مسیر شکوفایی استعدادها وگرایش به خیر، زیبایی و کمال است. این برنامه با رویکرد به فطرت انسان برنامه خود را سامان میدهد و در اصول، اهداف و روشهای تعلیمی و تربیتی، ردپای آن را دنبال میکند و به موارد زیر- که اصلی ترین ویژگیهای فطری انسان اند - توجه ویژه دارد: ۱ -حقیقت جویی و خرد ورزی انسان به کشف واقعیتها آن چنان که هستند تمایل دارد. این تمایل در میان تمامی انسانها از کودک خردسال تا پیرمردو پیرزن مشترک است. هر انسانی دوست دارد واقعیت جهان هستی را دریافت کند و حقیقت آن را بفهمد و بداند. البته قابل توجه است که این تمایل میان افراد مختلف با توجه به تربیت و پرورش از قوت و ضعف برخوردار است. داستان ابوریحان بیرونی و پرسش او به هنگام مرگ که دوست دارد دانا از دنیا برود موید همین نکته است. ازآنجاکه فطرت و استعدادهای فطری با بهره مندی ازتعقل و اتخاذ تصمیمهای درست شکوفا میشوند، نقش خردو خردورزی در مسیر تعلیم و تربیت دینی بسیار مهم وبنیادی تلقی میگردد.در آموزههای دینی مابردینداری خردمندانه تاکید شده است. درتعلیم وتربیت دینی،انباشتن ذهن دانش آموزان ازدانستنیها، اطلاعات ومفاهیم دینی بدون آنکه تمایلی برای عمل به آنها وجود داشته باشد ونیزتاکید بر اعمال و مهارتهای فاقدپشتوانه آگاهی و نگرش، به کلی مردود است. مفاهیم وموضوعات باید به نحوی ادراک شوند که قابلیت کاربرد وانتقال به زندگی روزمره یادگیرنده راداشته باشند.به علاوه،چنین دانشی بایدموجبات ایجاد و تقویت احساس مثبت و خوشایند نسبت به مفاهیم دینی و گرایش به انجام اعمال دینی را فراهم آورد. بدین ترتیب، در تعلیم و تربیت دینی، اهداف شناختی نیز اهمیت ویژه خود را حفظ میکنند ولی نه به این صورت که تنها اطلاعاتی پراکنده و بدون ارتباط باسایر مفاهیم موجود در بافت ذهنی یادگیرنده باشند. ۲ -گرایش به خیر و فضیلت در انسان دو گرایش عمده وجود دارد:اولی، خیر حسی و یا منفعت جویی است ودیگری خیر عقلی و یا فضیلت. گرایش به رفع حوائج مادی و به دست آوردن آن چه برای بقا و حیات انسان ضرورت دارد از مصادیق خیر حسی است. گرایش به فضیلت و خیر را میتوان از مقوله ی خیر اخلاقی و اخلاقیات بر شمرد که در آن انسان به دنبال منفعت مادی نیست. که خود بر دو قسم است:"خیر اخلاقی فردی " مانند گرایش به نظم فردی و تسلط بر نفس خویش و "خیر اخلاقی اجتماعی " مانند شجاعت، سخاوت، تعاون و ایثار. در اسلام بر این گرایش تاکید و تشویق فراوان شده است که از این قبیل است گرایش به ایثار " و یوثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه " ۱۵ اینکه انسان در عین احتیاج خود، دیگری را بر خود مقدم بدارد. ۳ -زیبایی گرایی در انسان گرایشی به جمال و زیبایی، چه به معنی زیبایی دوستی و چه به معنی زیبا آفرینی که نامش هنر است به معنی مطلق وجود دارد و انسانی نیست که از این حس فارغ و خالی باشد. انسان همواره در محیط خود میکوشد به بهترین صورتی خود را بیاراید، محیط پیرامون زندگی خود را زیباتر کند و و از دیدن مناظر زیبا و شنیدن صدای خوش لذت ببرد. یکی از عوامل ماندگاری و جهانی شدن قرآن، عامل زیبایی یعنی فصاحت و بلاغت فوقالعاده آن است. در قرآن میخوانیم که خداوند آسمان دنیا را با ستارگان زینت داد و آراست ۱۶. و در جایی دیگر میفرماید: " چه کسی زینتهای الهی که خداوند برای بندگانش قرار داده حرام کرده است۱۷ و حتی خداوند متعال امر به همراه داشتن زینت در مساجد مینماید. ۱۸ زیبایی گرایی، از مهم ترین ویژگیهای فطری انسان است که مورد توجه معارف دینی قرار گرفته است و عبارت مشهور «ان الله جمیل و یحب الجمال» گویای این حقیقت است. جهان خلقت (کتاب تکوین) و قرآن کریم (کتاب تشریع) تجلی زیبایی خداوند است. با تو جه به علاقه فطری انسان به زیبایی، بهره مندی از آن در مراحل مختلف برنامه، بستر مناسبی برای تحقق اهداف فراهم میسازد. ۴ -گرایش به خلاقیت و ابداع در هر انسانی تمایل برای خلق و آفرینش وجود دارد که میخواهد آن چه را نبوده بیافریند، خلاقیت نیز همین گونه است. انسان از کودک خردسال تا بزرگسالان به هنگام ابداع و ایجاد مشی جدید در خود احساس سرور و شادی کرده وشخصیت متعالی تری مییابد. این گرایش نیز با تربیت و پرورش رشد و تعالی مییابد. خداوند متعال جهان را بدیع آفریده است ۱۹.و هر روز را نو به نو می آفریند۲۰ و هیچ دو روزی را در جهان یکسان قرار نداده است. گرایش به خلاقیت و ابداع از دیدگاه انسان در تمامی ساحتهای وجود انسان از اخلاق فردی و اجتماعی تا کار و تلاش روزانه جاری است بدان حد که از نظر اسلام، فردی که دو روز از عمرش یکسان باشد مورد مذمت قرار گرفته است. ۵ -گرایش به عشق و پرستش انسان حقیقتا برترین آفریده الهی است و از نشانههای این برتری گرایشهای اختصاصی و عالی انسان در مقایسه با سایر موجودات است، مانند گرایش به عشق و پرستش. در این جا باید میان عشق و شهوت تفاوت قائل شد، زیرا شهوت یعنی چیزی را برای خود خواستن اما عشق یعنی چیزی را برای دیگری خواستن درعشق، وصال و تصاحب برای خود انسان مطرح نیست چیزی شبیه خیر اخلاقی؛ در بحث عشق فنای عاشق در معشوق مطرح است یعنی از خود گذشتگی و نه خود محوری و خود خواهی. مساله ی پرستش یعنی عشق، انسان را به مرحله ای میرساند که میخواهد از معشوق، خدایی بسازد و از خود، بنده؛ او را هستی مطلق بداند و خود را در مقابل او نیست و نیستی حساب کند. چنین گرایشی در تمامی انسانها وجود داشته و دارد و حتی بت پرستی هم راه به خطا رفته ی همین گرایش ناب است. ۲۱ ۳
- اصول حاکم بر برنامه درسی ۱
- محور قرار گرفتن قرآن کریم و سنت و سیره معصومین صلوات الله علیهم این اصل که بر گرفته از مبانی تعلیم و تربیت دینی است، بر همه مراحل برنامه، بخصوص موارد زیر حاکم است: اول: تعیین الویتهای آموزشی دوم: اهداف کلی پایههای تحصیلی سوم: روشهای تعلیمی و تربیتی چهارم: تدوین محتوا و رسانههای آموزشی ۲ -توجه به رویکردهای جدید در تعلیم و تربیت با هدف روزآمد شدن برنامه شیوههای نو در تعلیم و تربیت، بر افزایش مشارکت دانش آموز در امر یادگیری و ایجاد فرصتهای مناسب برای حضور فعال او در همه صحنههای یادگیری تاکید دارد. برنامهای که بر روشهای فعال و مشارکتی در آموزش تاکید داشته باشد، لزوماً به دنبال ایجاد فرصت برای مشارکت کودکان در امر یادگیری است. اینکه دانش آموز خود جست و جو کند، خود بیابد و یافتههایش را خود به کار گیرد، هدف روش فعال یادگیری به شمار میرود. در این شیوه، معلم در واقع راهنما و راهبر است و این بچهها هستند که با راهنمایی او، مفاهیم جدید را دریافت میکنند. برنامه درسی باید تا آنجا که امکان دارد، مطابق این شیوه تهیه شود. بدین ترتیب، فعالیتهای گروهی و آموختن دانش آموزان از یکدیگر، فراهم کردن امکان بروز خلاقیت و ابتکار برای دانش آموزان، ایجاد زمینه برقراری پیوند بین آموختههای خود در دروس مختلف (اهداف فرعی یا کارکرد ثانویه) نیز از دیگر نکات مورد توجه در این برنامهاند. (در اهداف، کار کرد ثانویه دیده شده است) ۳
- توجه به تواناییها و محدودیتهای رشد شناختی دانش آموزان دوره ابتدایی با توجه به ویژگیهای رشد ذهنی دانش آموزان در دوره ابتدایی، در برنامه جدید، بر علاوه بر بهره گیری از محسوسات و نمونههای عینی بر تربیت استعدادهای کودک برای شناختن اوضاع جهان خارج و مرتبط ساختن مطالب درسی با مظاهر زندگی و اشیای موجود در محیط خاص کودک تاکید شده است. همچنین، ضمن توجه به اهمیت بهرهگیری از حافظه کودکان به نحو مطلوب، ادراک مفاهیم و فراگیری طرز استفاده از آنها (در قالب اهداف) و برقراری پیوند بین آموزش و زندگی روزمره بچهها مورد تاکید قرار گرفتهاند. برای بیان مفاهیم موجود در برنامه، در حد امکان، بر استفاده معقول از استعداد خیال پردازی کودکان وهمچنین، به رسمیت شناخته شدن عناصر فانتزی ذهن کودکان در مواقع مقتضی توسط معلمان، سفارش شده است.(روشهای تدریس) البته به گونهای که آرام آرام بتوانند به تفکر و تعقل بپردازند وصرفاً به عالم گسترده و زیبای تخیل دلخوش نشوند. لذا برای تحقق جنبههای فوق نیز، تا حد ممکن از مفاهیم ساده و ملموس استفاده شده است. مفاهیمی که بچهها خود بتوانند با آنها ارتباط برقرار کرده، درکشان کنند و نسبت به آنها احساس خوشایند و دلپذیری داشته باشند. شایان ذکر است که تاکید بر آموزش محسوس و ملموس صرفاً شیوه و روشی است برای تقویت ایمان به غیب، چرا که بذر ایمان به غیب نیز در همین دوره در وجود کودک افشانده میشود و البته همین اقدام نیز با توجه به لحاظ تواناییهای ذهنی کودک انجام میشود. ۴
- توجه به جنبههای عاطفی، نگرشی برای عمل کردن باورها تاکید بر جنبههای نگرشی و عاطفی تعالیم دینی، به منظور فراهم ساختن مقدمات عمل به باورها، یکی از ویژگیهای مهم برنامه تعلیم و تربیت دینی است. آنچه بیش از هر چیز دیگری در تعلیم و تربیت دینی مورد نظر است، ایجاد نگرشهای صحیح و یا تغییر برخی نگرشهای نادرست ا ست و این که دانش آموز براساس آموختههای خود بتواند به یک موضع و نظرگاه معین و ضرورتاً صحیح برسد و امکان انتخاب و تصمیمگیری را بیابد و در نهایت از این رهگذر به ایمان و اعتقاد برسد. این ایمان و اعتقاد، مقدمه عمل آگاهانه و انتخاب شده است، بنابراین در برنامه جدید، انباشتن ذهن کودکان از مفاهیم و تاکید صِرف بر مهارتهایی که تنها به درد امتحان میخورد و آنها را به هنگام ارزشیابی به ظاهر موفق جلوه میدهد، مد نظر نبوده، در عوض، ادراک مفاهیم دینی به عنوان مقدمه ای برای رشد عاطفی و تغییر نگرشهای دانشآموزان نسبت به آنها و انس با این مفاهیم مورد توجه قرار گرفته است. همچنین به «عمل صحیح» به عنوان حاصل تبعی «نگرشهای صحیح» تاکید شده است. ۲۲ ۵
- اصالت قائل شدن به کیفیت فرایند یاددهی - یادگیری و استفاده از روش آموزش فعال تربیت دینی به دنبال آن است که تسهیلات و شرایط مساعدی برای رشد تفکر دینی دانش آموزان فراهم کند. به این ترتیب، آشنایی با معارف دینی، هدفی میانی و زیستن دینی انسان، هدف اصلی خواهد بود. از آنجا که مسایل زندگی انسان نامحدودند و هیچ گاه نمیتوان همه آنها را آموزش داد، لازم است دانش آموختگان، فرایند یادگیری را به خوبی آموخته باشند تا در مواجهه با هر مسئله تازه ای، راه حل مناسب آن را پیدا کنند و جریان یادگیری را تداوم بخشند. همچنین، باید توجه داشت که فرایند و مسیر بر کیفیت نتیجه هم اثر میگذارد. احساس و نگرش فرد درمورد موضوع یادگیری نیز تا حد زیادی تحت تاثیر چگونگی طی مسیریادگیری است؛ بنابراین، باید به افراد کمک کرد تا نسبت به فرایند یادگیری و آموخته هایشان احساس خوب و خوشایندی داشته باشند. بر این اساس، توصیه میشود که به فرایند یادگیری بیش از پیش توجه شود؛ چراکه فقط این نتیجه یادگیری نیست که اهمیت دارد بلکه آنچه طی فرایند آموزش اتفاق میافتد، نیز از اهمیت فراوان برخوردار است. ثمره این بحث آن است که اولا درگیری دانش آموزان در جریان یادگیری، موجب عمیقتر و پایدارتر شدن آموختههای آنان میشود؛ ثانیا معلم را یاری میدهد تا برای ارزشیابی پیشرفت یادگیری آنان، هم به فرایند و هم به محصول توجه کند و به نتایج بهتری دست یابد؛ ثالثا اینکه به واسطه فعالیت بیشتر در امر یادگیری، در دانش آموزان احساس خوب و خوشایندی ایجاد میکند که به ویژه برای درس دینی، فوقالعاده حائز اهمیت است. همچنین فراهم ساختن فرصت مشارکت فعال دانش آموزان در جریان آموزش و یادگیری بسیار مهم است؛ چرا که به دانش آموز کمک میکند تا حد امکان، خودش جست و جو، فکر و عمل کند و با توجه به تجارب و یافتههای قبلی و فعلی خود، به نتیجه برسد و معلم هم با راهنماییهای مناسب، او را در این راه یاری رساند. به این ترتیب، به کارگیری روشهای یادگیری از طریق همیاری (شرکت دانش آموز در فعالیتهای آموزشی به عنوان یکی از اعضای گروه) و بهره گیری از شیوههای فعال تدریس، که از طریق آن، دانش آموزان با هدایت معلم و فعالیت ذهنی و عملی خود، به نتیجه میرسند، از راهبردهای اساسی فرایند یادگیری در تعلیم و تربیت دینی است. ۶ -تقویت احساس نیاز به دین برنامه درسی و آموزشهای دینی باید به گونه ای طراحی شود که اصل احساس نیاز به دین را برای دانش آموز زنده کند؛ به گونه ای که دریابد بدون تکیه بر دین و اعتقادات دینی زندگی او دارای خلایی بزرگ و از معناوجهت تهی است. او دریابد که زندگی با دین گرهها را می گشاید و از سر در گمیها و بی تفاوتیها نجات میدهد و به شخصی فعال و هدفمند و مفید در زندگی تبدیل میکند. ۷
- توجه به هنر برای ترسیم چهره زیبای الگوهای دینی بچهها زیبایی را دوست دارند. روح آنها با زیبایی پیوندی عمیق دارد و به دنبال چیزهایی هستند که چشم و گوششان را بنوازد و قوه تخیلشان را به پرواز درآورد. بچهها هنر را دوست دارند و از تکلف و زیادهگویی بیزارند و هر چه فطرت زیباپرست آنها را نادیده بگیرد، طرد میکنند. توجه به جنبههای زیبایی شناختی از ارکان آموزش دینی است؛ برای اینکه در درجه اول، فطرت زیباپرست دانش آموزان مورد توجه قرار گرفته و پرورش یابد؛ دوم اینکه از دین و آموزههای آن، تصویری زیبا در ذهن آنان ترسیم شود و سوم اینکه چهره زیبایی از الگوهای رفتاری و شخصیت پیشوایان و راهنمایان بزرگ دینی بر پرده جان و اندیشه آنان نقش بندد. پس باید بتوان زیباییهای دین و دین زیبا را در سطحی کودکانه به بچهها آموخت با توجه به اهمیت الگو پذیری در این سن، استفاده از الگوهای صحیح موکداً باید مورد توجه قرارگیرد. ۸
- توجه به زبان و ادبیات خاص کودکان ادبیات کودکان آموزههای ارزندهای را در اختیار برنامهریزان و مولفان کتابهای درسی قرار میدهد تا با بهرهگیری از آنها بتوانند به زبان کودکان بیش از پیش نزدیک شده و کلام خود را با آنان هماهنگ کنند. در برنامه جدید نیز تا آنجا که به محتوا، اصالت مفاهیم و ساختار آموزشی مواد درسی لطمه وارد نشود، از آموزههای مربوط به ادبیات کودکان و محصولات کارشناسان این حیطه بهره گرفته شده است. همچنین باتوجه به ویژگیهای رشد ذهنی کودکان، از محسوسات و نمونههای عینی برای پرورش تفکر کودکان استفاده و از طرح بی موقع مطالب انتزاعی، خشک و غیرملموس دوری شده است. ۹
- ارتباط آموزش با نیازها و علائق دانش آموزان و توجه به او به عنوان منبع اطلاعات برنامه درسی هدف تعلیم و تربیت دینی، تنها ارائه اطلاعات و معارف دینی به دانش آموزان نیست. هدف آن است که دانش آموزان از آموختههای خود در این زمینه در موقعیتهای مختلف زندگی روزمره خود استفاده کنند. به همین جهت در این برنامه سعی شده آموزشها با زندگی روزمره دانش آموزان کاملاً مرتبط باشند. استفاده از موقعیتها و نمونههای موجود در زندگی روزمره دانش آموزان، انتخاب مطالب، نمونهها و مثالها از زندگی آنها، فراهم ساختن فرصت تمرین و تعمیم آموختهها به زندگی روزمره و موقعیتهای شبیه سازی شده آن و... از جمله نکاتی است که در این مورد مطمح نظر قرار گرفتهاند. توجه به علایق و رغبتهای مخاطبان، از ویژگیهای ضروری هر آموزش موفقی است. کودکان، جستجو، کشف و ساختن را دوست دارند، از بازی و فعالیتهای نشاط آور لذت می برندو.... در این برنامه ضمن رعایت نکات پیش گفته، سعی شده این گونه علایق در فعالیتهای آموزشی و تربیتی مورد توجه قرار گیرد. همچنین از آنجا که استعدادها و گرایشهای فطری به صورت بالقوه در نهاد کودک حضور دارد و باید با عمل ارادی و آگاهانه او به فعلیت برسد، تربیت دینی با التفات به ماهیت رشد کودک و اعتقاد به خوبی ذاتی انسانها در برنامهریزی درسی، شخصیت، نیازها و تعلقات شاگردان را همواره مدنظر قرار میدهد. بدین ترتیب، به کودکان نه به عنوان بزرگسالان کوچک اندام بلکه به عنوان موجوداتی که مراحل مختلف رشد را طی میکنند، نگریسته میشود. از طرفی، هیچ دو کودکی شبیه به هم نیستند. کودکان از نظر آگاهی، ویژگیهای شخصی، قابلیتها و تواناییها، علایق و امیالی که کسب کردهاند، با هم فرق دارند. لذا توجه به نیازها و مقتضیات خاص این سن مستلزم برنامهریزی درسی خاصی است که باید مورد توجه واقع شود. ۱۰
- حضور اندیشههای حضرت امام خمینی (قدس سره) در کالبد محتوای آموزش اندیشههای امام خمینی که معمار بزرگ نظام اسلامی در عصر حاضر هستند، باید در همه مراحل آموزش و برنامه درسی حضور داشته باشد. استفاده از پیامها، سخنرانیها و کتابهای ایشان و آوردن مصادیق و نمونهها و شواهد از آنها و نیز ارجاع دانش آموز به این آثار در برنامههای تحقیقی خود، سبب توجه دانش آموزان به اندیشههای آن بزرگوار است. ۱۱
- بهره مندی از دستاوردهای عالمان دین در تدوین و تبیین آموزههای دینی، باید از منبع غنی علوم و فرهنگ اسلامی که فرزانگان علم و تقوا در طول چند قرن تمدن اسلامی با مجاهدت خود فراهم ساختهاند، استفاده شود و دستاوردهای علمی که دانشمندان اسلامی معاصر در جهت ارائه اسلام ناب در جهان امروز عرضه کردهاند، بخصوص آثار فرهنگی حضرت امام خمینی، علامه طباطبایی و شهید مطهری - رحمه الله علیهم - و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی فرا راه حرکتهای آموزشی قرار گیرد. ۱۲
- توجه به اهداف ویژه ی دختران و پسران برنامه باید با توجه به تفاوتهای موجود دراحکام دختران و پسران طراحی وبرای هرگروه به تنهایی آموزش داده شود. همچنین در اموری مانند سن بلوغ، معاشرت، پوشش و حجاب، نظام خانواده، نقش مرد و زن در خانه و جامعه، باید به نوع مخاطب و نحوه ی پیام رسانی به او توجه گردد. همچنین جنبههای روان شناختی زن ومرد در مجموعه آموزشها باید مد نظر قرار گیرد. ۱۳
- سمت گیری آموزش در جهت وحدت اسلامی برنامه باید در جهت تقویت وحدت اسلامی و نزدیکی پیروان مذاهب مختلف اسلامی طراحی شود تا مودت و رحمت میان آنان را استحکام بخشد؛ به همین دلیل باید از تعارضات و کشمکشهای بی مورد فکری اجتناب نمود و محور آموزش را بر تعلیمات قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت بزرگوار ایشان قرار داد. ۱۴
- آموزش اقلیتهای دینی (مسیحی، یهودی و زرتشتی) چون همه ادیان الهی در اصول دین و جوهره و حقیقت دین که خداگرایی و معنویت گرایی و عمل برای سعادت در آخرت است، وحدت نظر دارند، چار چوب کلی برنامه درسی آنان از همین برنامه اخذ میشود. اما محتوای آموزشی آنان با توجه به تعلیمات خاص آن ادیان و با استفاده از منابع مورد تایید در آن ادیان، فراهم میآید. این آموزش باید هماهنگ با قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد ۴ - اهداف کلی درس تعلیم و تربیت دینی در دوره ابتدایی اهداف کلی این درس در سه حیطه شناختی، عاطفی و کنشی (رفتار و عمل) به شرح ذیل است: حیطه شناختی ۱ - آشنایی با مهربانی، بخشندگی، دانایی، توانایی و یگانگی خداوند؛ ۲ - آشنایی با معنا و مفهوم ساده پیامبری و امامت؛ ۳ - آشنایی با معنا و مفهوم ساده معاد و جهان آخرت؛ ۴ - آشنایی با خود شناسی در محدوده موضوعات دوره ابتدایی؛ ۵ - آشنایی با اهم امور اخلاقی و آداب اسلامی مورد نیاز در زندگی کودک و نوجوان؛ ۶ - آگاهی از برخی از مهمترین مراسم اجتماعی دین اسلام و انقلاب اسلامی؛ ۷ - دانستن برخی اطلاعات اولیه و ساده قرآنی؛ ۸ - دانستن احکام شرعی و مورد نیاز کودک و نوجوان. حیطه عاطفی ۱ - محبت و علاقه مندی نسبت به خداوند؛ ۲ - محبت و احترام نسبت به پیامبران، معصومین علیهم السلام و اولیای دین؛ ۳ - گرایش نسبت به انجام کارهای نیک و دوری از بدیها؛ ۴ - علاقه مندی و تمایل بیشتر به شناخت خود؛ ۵ - تمایل به انجام آداب اسلامی و دستورات اخلاقی اسلام؛ ۶ - گرایش و علاقه مندی به مشارکت در مراسم دینی و مراسم مربوط به انقلاب اسلامی؛ ۷ - علاقه مندی نسبت به تلاوت و فهم قرآن کریم؛ ۸ - تمایل به عمل به احکام شرعی. حیطه کنشی (رفتار و عمل) ۱ - ارتباط با خدا از طریق دعا و نماز؛ ۲ - تلاش برای الگو گرفتن از سیره پیامبران و ائمه معصومین صلوات الله علیهم؛ ۳ - تلاش برای شناخت بیشتر خود؛ ۴ - تلاش برای انجام کارهای نیک، آداب دینی و دستورات اخلاقی و دوری از بدیها؛ ۵ - همکاری و مشارکت در برپایی مراسم دینی و انقلاب اسلامی؛ ۶ - تلاش برای قرائت و فهم قرآن؛ ۷ - تلاش برای عمل به احکام شرع. ۵ - اهداف پایههای تحصیلی اهداف تعلیم و تربیت دینی در پایه اول از آن جایی که در پایه اول ابتدایی درس خاص دینی نداریم لذا اهداف ذکر شده به صورت تلفیقی در دیگر دروس مانند فارسی و قرآن پیگیری میشود. حیطه ی شناختی ۱-آشنایی با طبیعت و زیباییها و فواید آن، به عنوان آفریدهها و نعمتهای الهی؛ ۲-آشنایی با اسامی چهارده معصوم (ع)، به عنوان دوستان خوب خدا و کسانی که بچهها را دوست دارند؛ ۳-آشنایی با برخی آداب اسلامی: احترام به قرآن، احترام به معلم و کتاب، مطالعه کردن و مسواک زدن؛ ۴-آشنایی با اهمیت و شیوههای رعایت نوبت، محافظت از وسایل خود و وسایل عمومی، تشکر دربرابر محبتها و نیکیهای دیگران و اجازه گرفتن برای استفاده از وسایل دیگران؛ ۵- آشنایی با شکرگزاری از خداوند به خاطر نعمت باسوادشدن. (با توجه به برگزاری جشن شکرانه آموزش الفبا). حیطه ی عاطفی ۱- احساس علاقه بیشتر به خداوند، به عنوان خالق و بخشنده نعمتها؛ ۲ - احساس علاقه بیشتر به زندگی و اخلاق و رفتار معصومین (ع)؛ ۳- علاقه بیشتر به آداب اسلامی احترام به قرآن، معلم، کتاب و توجه بیشتر به مطالعه کردن و مسواک زدن؛ ۴-تمایل به رعایت نوبت، محافظت از وسایل خود و وسایل عمومی، تشکر دربرابر محبتها و نیکیهای دیگران و اجازه گرفتن برای استفاده از وسایل دیگران؛ ۵- تمایل به شکرگزاری از خداوند به خاطر نعمت باسوادشدن. حیطه ی روانی
- حرکتی ۱- تلاش برای رعایت آداب اسلامی احترام به قرآن، احترام به معلم و کتاب و تلاش برای مطالعه کردن و انجام عمل مسواک زدن؛ ۲- تلاش برای رعایت نوبت دیگران، محافظت از وسایل خود و وسایل عمومی، تشکر دربرابر محبتها و نیکیهای دیگران و اجازه گرفتن برای استفاده از وسایل دیگران؛ ۳-تلاش برای استفاده صحیح از نعمتهای خداوند. اهداف پایههای دوم، سوم، چهارم و پنجم دوره ابتدایی الف) حیطه شناختی ردیف پایهها مفاهیم اساسی دوم سوم چهارم پنجم ۱ خداشناسی ۱-آشنایی با مهربانی خدا ازطریق آگاهی از نعمتهای بی شمار او ۲-آشنایی با دعا به عنوان راه گفتگو با خداوند و بیان خواستههای ما با او ۱-آشنایی با بخشندگی خداوند ازطریق توجه به نعمتهای بی شمار او ۲-آشنایی با دعا به عنوان راه گفتگو با خداوند و بیان خواستههای ما با او ۱-آشنایی با دانایی و توانایی خداوند از طریق توجه به نعمتهای خداوند به عنوان رفع کننده نیازهای مختلف انسان و سایر موجودات ۲-آشنایی با برخی دعاهای مناسب با تاکید بر ادعیه قرآنی ۱-آشنایی با یگانگی و بی همتایی خداوند ۲-آشنایی با دعاهای مناسب با تاکید بر دعاهای معصومین علیهم السلام TABLE WIDTH=668 CELLPADDING=7 CELLSPACING=0>