منظور از عبارت «یگان مربوط» در متن ماده، واحدی میباشد که جرم علیه آن یا توسط یکی از پرسنل ارتکاب یافته باشد، همچنین با توجه به استفاده از عبارت «ابلاغ نماید» در متن ماده، معلوم میگردد علاوه بر ارسال خلاصه رأی به نشانی واحد مزبور، ضروری است که تشریفات ابلاغ در مورد آن رعایت شود.
منظور از «قرارهای نهایی»، قرار منع تعقیب، موقوفی تعقیب، توقف تحقیقات و جلب به دادرسی است. با توجه به ماده که از قطعی بودن رای سخن گفته، در مورد قرارها نیز، قطعیت آنها لازم است به جز قرار جلب به دادرسی که در این مورد موافقت دادستان با این قرار کفایت میکند.
ضمنا بازپرس دادرسی است که شغل وی استنطاق از متهمین و تحقیق از مطلعین راجع به اتهام است. بهطور کلی کشف جرم و جلوگیری از فرار متهم از اهم وظایف اوست. در اصطلاح دیگری بازپرس را قاضی تحقیق یا مستنطق مینامند. هرچند اصطلاح اول عملاً استعمال نمیشود و اصطلاح دوم در شرف متروک شدن است. گفتنی است اصطلاح جاری در حال حاضر، همان بازپرس است. همچنین حکم قطعی، حکمی است که از هیچیک از طرق عادی، قابل شکایت (واخواهی، تجدیدنظر) نباشد.