برخی از فقها اشاره داشتهاند که از بین بردن بینایی هر دو چشم موجب دیه کامل و از میان بردن بینایی یک چشم، موجب نصف دیه کامل است و حکم زوال بینایی ناظر به حالتی است که دو نفر شاهد عادل بر آن شهادت بدهند یا اینکه خود جانی آن را تصدیق نماید، حال اگر شاهد وجود نداشته باشد و چشم بر جای خود باشد، مجنی علیه باید پنجاه بار قسم بخورد تا به نفع وی حکم داده شود. فقهای دیگر نیز اشاره کردهاند در فرض اختلاف میان جانی و مجنی علیه در خصوص قدرت بر ادای تمام یا مقداری از حروف و انکار جانی، دو دیدگاه وجود دارد:
۱- در این حالت مجنی علیه قسامه را جاری کرده و پنجاه قسم میخورد تا ادعای از بین رفتن تمام حروف را ثابت کند، در فرضی که ادعای از بین رفتن نیمی از حروف را داشته باشد نیز بیست و پنج بار سوگند یاد میکند، چرا که چنین مواردی قابلیت اثبات از طریق شاهد و ادله دیگر را ندارند و باید آنها را از مصادیق لوث دانست، مشهور فقها معتقد بر این دیدگاه هستند.
۲- در اینجا باید به زبان مجنی علیه سوزنی زده شود، در فرضی که خون سیاه خارج شود، قول مجنی علیه و در فرضی که خون سرخ خارج شود، قول جانی پذیرفته میشود، این دیدگاه را عده ای مبتنی بر قولی از حضرت علی (ع) دانستهاند.
همچنین در خصوص حس بویایی نیز برخی از فقها بیان نمودهاند که اگر مجنی علیه مدعی از بین رفتن حس بویایی خود در نتیجه جنایت و جانی منکر آن باشد، باید حس بویایی او را به وسیله چیزهای تند و سوزنده مورد سنجش قرار داد، در فرض احراز صحت گفتار، دیه وی پرداخت میشود. ولی اگر صحت یا عدم صحت گفتار وی احراز نشد، باید قسامه اقامه شود، در فرضی که قسامه اقامه شود حکم به نفع وی داده میشود. البته اگر امکان کشف واقع از طریق رجوع به اهل خبره وجود داشته باشد، باید از همان طریق اقدام نمود.